مؤلف مجهول

486

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

فصل سىام « 1 » در تذكرهء احوال بىبى مريم قدس الله تعالى « 2 » سرها ، كه وى منصوب بود به حضرت سلطان الاولياء و تاج الاصفيا ، قدوة السالكين و برهان المحققين ، سراج الملة و الدّين ، هادى الاسلام و مهدى المسلمين « 3 » ، حضرت سلطان ستق بغرا خان غازى رحمة الله تعالى عليه . و دختر صلبيهء « 4 » حضرت سلطان شهيد ، اعنى على ارسلان خان عليه الرحمة و الرضوان بود . بسى رياضت‌كش و زهر مجاهده‌چش بود . صائم الدهر و قائم اليل و عالمه بود . و جميله و مستوره به نوعى كه از خدماء پدرش از مردينه مطلقا بعد از سه‌سالگى او را نديده بودند . و از كنيزكان سال يافته نيز بعد از مرتبهء مراهقت به خدمت وى در نيامدندى . بر تقدير قيام نمودن به خدمت ، قبول نكردى . روزى پدرش پرسيد : يا مريم ! سبب عدم قبول كنيزكان سال‌يافته به خدمت خود چيست ؟ گفت : اى پدر ! سبب آن است كه آنها جهان‌ديده‌اند و عمر گذرانيده ، و نيك و بد را آزموده و تفرس پيدا كرده ، و مكر و حيله و فريب آموخته ، و حرص دنياوى بر ايشان « 5 » غالب آمده ، و عقل ايشان به كمال رسيده ؛ من صغيره‌ام و ناقص العقل ، مبادا كه بدبختى از كثافت « 6 » دنياوى آنها را دامن پر كند و واسطه سازد . و آنها را چون حرص غالب است به اين فريفته شوند و به من سخن آرند . چونكه عقلم ناقصه « 7 » است و شيطان در كمين ، به ناگاه به سخن آنها فريفته شوم ، و سخن من به دو رسد يا چشمم به جانب وى افتد به خداى عاصى شوم و در ميان خلق شرمسار و در پيش تو خجل و منفعل ، ازين است كه آنها را « 8 » قبول ندارم . پدرش چون اين سخن بشنيد ، بسى خوشحال شد و به خداى تعالى شكر بسيار كرد ، آنگاه احدى را در خدمت وى نگذاشت و خود خدمت مىكرد . دو روز برين گذشته بود كه آوازى به گوش مريم آمد كه : اى مريم ! خدمت فرزند مر پدر و مادر را واجب است نه از آن جانب . چونست كه بر خلاف مسئله « 9 » عمل مىكنى كه پدر ترا خدمت مىكند ؟ بدانكه حق سبحانه و تعالى خادمان را از براى مخدومان خلق كرده است و آفريده تا مخدومان خود را خدمت كنند ، چنان كه انبياء عليهم السلام را خدما بودند و خدمت مىكردند . تو چرا از خدمت خدماى خود ابا مىكنى ، و از خدمت كردن پدر خود باك ندارى ؟ چون « 10 » اين سخن بشنيد ، گريان پيش پدرش رفت و گفت : اى پدر ! اين نوع سخنى

--> ( 1 ) - ب : باب پنجاه و يكم ( 2 ) - ت : - تعالى ( 3 ) - ب : و المسلمين ( 4 ) - ب : - حضرت سلطان . . . . صلبيه ( 5 ) - الف ، ت : - برايشان ( 6 ) - متن تق ، جميع نسخ : كسافت ( 7 ) - ب ، ت : ناقص ( 8 ) - الف ، ت : - آنها را ( 9 ) - ب : - مسئله ( 10 ) - الف ، ت : - چون